یادگار گل‌آقا؛ طنزی نجیب در برابر ابتذال امروز

2 hours ago 1

باشگاه خبرنگاران جوان - در روزگار شبکه‌های اجتماعی که طنز گاه با لودگی، یکی گرفته می‌شود، بازخوانی میراث کیومرث صابری، همان «گل‌آقا»، یادآور طنزی است که هم با ادب بود؛ هم با جامعه همراه بود و همواره صدای حقیقت را با لبخند منتقل می‌کرد.

«یک زبان دارم، دو تا دندان لق / می‌زنم تا زنده هستم حرف حق» این بیت از «گل آقا» است که در ایران یا او را می‌شناسند و یا حداقل نامش را شنیده‌اند. مردی که اگر امروز زنده بود، شمع 84 سالگی را فوت می‌کرد. در روزگار ما که واژه «طنز» در شبکه‌های اجتماعی گاه با لودگی، یکی گرفته می‌شود، بازخوانی میراث کیومرث صابری فومنی، همان «گل‌آقا»، ضرورتی دوچندان دارد. کافی است به یاد بیاوریم ویدیوی اخیر یک بلاگر که با شوخی‌های جنسی به شاهنامه فردوسی توهین کرد؛ نمونه‌ای از «طنز سخیف» که در فضای امروز تکثیر می‌شود. اما گل‌آقا در روزگاری سخت‌تر، نشان داد که می‌توان هم لبخند آفرید و هم حقیقت گفت، بی‌آنکه حرمت‌ها شکسته شود.

پدری برای طنز معاصر

صابری نه اولین طنزپرداز این سرزمین بود و نه آخرین، اما لقب «پدر طنز معاصر» را به دست آورد؛ لقبی که فقط حاصل جسارت قلمش نبود، بلکه ریشه در نگاهش به طنز داشت. او طنز را ابزار تخریب نمی‌دید، بلکه زبان نقادی می‌دانست؛ زبانی که با ادب فارسی و با اخلاق اجتماعی پیوند خورده بود. رضا رفیع،طنزپرداز پیش‌تر درباره‌اش گفته است که «کیومرث صابری طنزپردازی آشنا به فوت و فن کار بود و متون کهن را می‌شناخت و با شگردها و شیوه‌های طنزپردازی عجین بود و در یک کلام استاد این کار. رمز موفقیت گل‌آقا، پسند مردم و مسئولان بود.»این پسند، نتیجه پایبندی صابری به اصولی بود که خود برگزیده بود؛ وفاداری به انقلاب، پرهیز از دشمن‌شادکنی، و حفظ عفت قلم. اصولی که در هر «دو کلمه حرف حساب» و در هر شماره «گل‌آقا» رعایت می‌شد و به طنز او وقار و ماندگاری می‌بخشید.

وقتی طنز، زبان سیاست شد

گل‌آقا فقط نویسنده‌ای سرگرم‌کننده نبود. در دهه شصت، وقتی هنوز فضای رسانه‌ای ایران ملتهب و حساس بود، ستون «دو کلمه حرف حساب» در روزنامه اطلاعات به یکی از جدی‌ترین عرصه‌های نقد سیاسی بدل شد. صابری با زبانی نرم اما تیز، واقعیت‌ها را بازمی‌گفت. برخی او را «سوپاپ دولت» خواندند، اما حقیقت این بود که او طنز را بدل به «سوپاپ جامعه» کرد؛ جایی برای تخلیه فشارهای اجتماعی و بازگفتن حقیقتی که در قالب رسمی امکان بروز نداشت.قدرت طنز او چنان بود که مسئولان عالی‌رتبه هم آن را می‌خواندند و لبخند می‌زدند و مردم عادی هم در صف روزنامه‌ها چشم به ستونش می‌دوختند. همین پیوند دوسویه میان حاکمیت و جامعه، طنز او را یگانه کرد.

گل‌آقا؛ نشریه‌ای که مدرسه شد

انتشار هفته‌نامه «گل‌آقا» در سال ۱۳۶۹ نقطه عطفی در تاریخ مطبوعات ایران بود. تیراژ خیره‌کننده‌اش، استقبال بی‌سابقه مخاطبان و نفوذ آن در میان اقشار مختلف نشان داد که طنز، اگر در خدمت ادب و اندیشه باشد، می‌تواند رسانه‌ای قدرتمندتر از هر روزنامه سیاسی باشد. احمد عربانی، کاریکاتوریست باسابقه، خاطره‌ای از آن روزها دارد: «همکاری با گل‌آقا فصل تازه‌ای برای زندگی من بود و به نوعی با گل‌آقا دوباره زنده شدم... پنجره طنز «گل‌آقا» هوای تازه‌ای به ادبیات آن دوران بخشید.»«گل‌آقا» فقط نشریه نبود؛ مدرسه‌ای بود برای پرورش نسلی از طنزپردازان که بعدها هر کدام در فضای رسانه و فرهنگ ایران جایگاهی یافتند.

نجابتِ گمشده در طنز امروز

بزرگ‌ترین تفاوت گل‌آقا با بسیاری از طنزهای امروز، نجابت او بود. طنز او ریشه در ادبیات داشت، به تعبیر رفیع «نجابت و ادب از یک سو و اتکا و ابتنای بر ادبیات از سوی دیگر به طنز گل‌آقا ماهیت و هویت بخشیده بود.» او برای خنداندن از هجو و ابتذال استفاده نمی‌کرد. امروز اما در بسیاری از تولیدات طنز، چه در سینما و تلویزیون و چه در فضای مجازی، خنداندن به هر قیمتی هدف است؛ از شوخی‌های جنسی تا تحقیر میراث فرهنگی.اگر طنز در دهه شصت و هفتاد نقشی اصلاح‌گر داشت، امروز در بسیاری از موارد، نقش مخدوش‌گر یافته است.

طنز و رفاقت با قدرت

یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد صابری، نسبت ویژه او با قدرت سیاسی بود. او در عین نزدیکی با شهید رجایی و سپس رهبر معظم انقلاب، منتقدی جدی باقی ماند. رهبر انقلاب در پیام تسلیت خود برای او نوشتند: «او یار دیرین شهید رجایی و طرفدار وفادار همیشگی انقلاب و نظام اسلامی بود... هنر برجسته‌اش در سال‌های دفاع مقدس همواره در خدمت کشور قرار داشت.»این نسبت نشان می‌دهد که طنز، برخلاف تصور امروز، الزاما در تقابل با قدرت تعریف نمی‌شود. گل‌آقا نشان داد که می‌توان هم رفیق قدرت بود، هم منتقد آن؛ و این شاید دشوارترین هنر در سپهر سیاست ایرانی باشد.

آرزویی که محقق نشد

گل‌آقا در کنار همه موفقیت‌هایش، آرزویی داشت: تأسیس رشته «طنز» در دانشگاه‌ها. رفیع  در این باره پیش‌تر گفته‌بود که «گل‌آقا آرزو داشت که رشته طنز در دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی راه پیدا کند، آرزویی که با خودش به بهشت زهرا برد.» این آرزو هنوز هم بر زمین مانده است. شاید اگر امروز چنین رشته‌ای وجود داشت، بخشی از ابتذالی که با نام طنز عرضه می‌شود، جای خود را به آثار فاخر می‌داد.

بازگشت به گل‌آقا؛ ضرورتی فرهنگی

درگذشت صابری در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۳ پایان یک زندگی بود، اما آغاز یک پرسش: چه نسبتی میان طنز امروز ایران و میراث گل‌آقا وجود دارد؟ آیا طنز ما همچنان می‌تواند «آینه نقد» باشد، یا به «نمایش ابتذال» تبدیل شده است؟واقعیت این است که گل‌آقا هنوز معیار است. معیارِ این‌که طنز باید ادب داشته باشد، باید در خدمت جامعه باشد و حقیقت را بگوید. در روزگاری که طنز اینستاگرامی شاهنامه را به سخره می‌گیرد، بازگشت به گل‌آقا فقط یک نوستالژی نیست؛ یک ضرورت فرهنگی است.

منبع: فارس

Read Entire Article